ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
331
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كه خبر رويدادى كه در بيان گذشته ياد كرده بوديم ، بوى رسيد ، پس لشكريان خويش بسيج كرد و در دهم ذى قعده از بغداد عزيمت نمود . زرادخانه و منجنيقها با خود بهمراه برد . اقامتش در بغداد سيزده ماه و چند روز به طول انجاميد و در آن مدت خليفه را ديدار نكرد . همين كه او و سپاهيانش به « اوانا » رسيدند آنجا را غارت كرده و همچنين عكبرا و غيرهما را نيز تاراج نمودند . طغرلبيك به تكريت رسيد و آنجا را محاصره كرد ، نصر بن على بن خميس در آنجا حكومت ميكرد ، چون محاصره شد بر فراز قلعه پرچم سياه برداشت و مالى تقديم نمود و سلطان پذيرفت و از آنجا به موازيج عزيمت نمود تا در آن نقطه اطراق كند و منتظر گرد آمدن سپاهيان شود تا به موصل عزيمت كند . همين كه از تكريت دور شد صاحب تكريت ( نصر بن على بن خميس ) درگذشت ، مادر او اميره دختر غريب بن مقن بترسيد كه برادرش ابو الغشام آن بلده را تصرف نمايد ، پس او را كشت و به موصل رفت ، و بر دبيس بن مزيد فرود آمد ، و قريش بن بدران او را تزويج كرد ، موقعى كه از تكريت عزيمت نمود ، ابا الغنائم ابن محلبان را بجانشينى خود در آنجا تعيين كرد و او با رئيس الرؤساء مكاتبه كرد و عطوفت او را جلب كرد ، و ميانشان صلح شد ، و تكريت را به سلطان طغرل تسليم كرد و خود ببغداد رفت . سلطان طغرل در بوازيج اقامت گزيد و تا سال چهار صد و چهل و نه فرا رسيد ، برادرش ياقوتى با سپاهيان به او رسيد ، باتفاق آنها رو به موصل نهاد ، و شهر « بلد » را كه تعلق به هزار سب بن بنكير داشت بايستى از آن ميگذشتند ، مردم آباديهاى آن ناحيه بيمناك رو به « بلد » هجوم آوردند ، سپاهيان ميخواستند آنها را غارت كنند سلطان از آنها جلوگيرى كرد و گفت : اجازت نداريد به « بلد » هزار سب تجاوز كنيد ، و سپاهيان اصرار ورزيده گفتند : ميخواهيم در شهر اقامت كنيم . سلطان به هزار سب گفت : اينها ( سپاهيان ) حجت آوردند كه ميخواهيم در شهر اقامت كنيم و تو اهل بلد را به اردوگاه خويش انتقال بده كه نفوس آنها حفظ شود . هزار سب همان كار را كرد و شهر بلد پس از ساعتى تهى از سكنه شد و هزار سب مالى بمردم بلد بخشيد و كسانى را هم كه قادر به پياده روى نبودند ، سوار كرده آنها را روانه موصل داشت